سجوم

شکست عهد من و هر چه بود گذشت ..
سجوم

لله الأمر من قبل ومن بعد
می‌بینم

۱۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

بعد از ظهر، ابراهیم از آخرین معجزه‌اش بر می گشت.. 
و سارا بعد از سال‌ها، دوباره دلش از آن آتش‌ها می خواست..
که هرگز سرد نمی شد..
و اسماعیل .. همچنان سر به تیغ رویای صادقه ی رسولی می باخت .. 

 

---
می‌دانی..آیه های زیادی از من گذشته است... و حالا شاید..روزهای آخر یک کتابم.. که گاه‌ جوان‌های رواق دست‌شان می‌گیرند.. و تکرارش می‌کنند.. که چه درد را خوب تحمل می کرده ست. بعد هم می شوم قهرمان داستان های دیگران با اینکه در داستان خودم تمام شده ام. تمام می شوی و روزگار می گذرد. مثل همیشه ی خدا. که این نیز می گذرد امّا .. خون به دل می کند و می گذرد..

  • ۳ نظر
  • ۲۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۰۷
  • وی بی

عشق مدت‌هاست این روح ِ سراسر درد را .. بُرده بر بام ِ جنون و نردبان برداشته

فکر کن گنجشک باشی و ببینی گردباد.. جفت ِ معصوم ِ تو را از آشیان برداشته..

ح.ع

   

  • ۲۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۱:۰۴
  • وی بی

انقلاب اسلامی مقدمه‌ای بر جمهوری اسلامی نیست. انقلاب اسلامی یک پویش جهادی و آنارشیسم اجتماعی لله است، حال آنکه جمهوری حالتی متغیر است از دیالکتیکی فرقه‌ای که لزوماً حرکتی عبادی ندارد. جمهوری اسلامی در بهترین حالت شاید تنها مقدمه‌ای است بر انقلاب اسلامی.. و من خیال می‌کنم که آنچه از جمهوریت ناموزون و بدقواره‌ی ما در راهروهای‌ تو در توی دولتی تحلیل می‌رود، چندان هم نامبارک نیست ... .

          

  • ۳ نظر
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۳۵
  • وی بی

احساس پیامبر مغمومی را داشت که به شوق عزیزی از تاریکی چاه به تنهایی زندان پناه آورده بود. 

.

.

.

  • ۴ نظر
  • ۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۳۶
  • وی بی

فقط اندوه می‌گیرد سراغی از غریبی‌مان

همان که یار مان بوده کماکان یار مان مانده 

.

.

  • موافقین ۶ مخالفین ۰
  • ۱۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۱:۴۱
  • وی بی

آنقدرها که یاد ِ ما نکنی.. آنقدر یاد کرده ایم تو را!

--

بعدالتحریر: این را یوسفعلی میر‌شکاک برایمان خواند چند روز پیش. با همان لحن گرم و جذاب. بیتی‌ است سهل ممتنع از شعری مهجور از میرنجات اصفهانی با این مطلع که: کوه و صحرا پُر است از نامت.. بس که فریاد کرده‌ایم تو را.. یعنی در هر مکان به فکر تو هستیم.. و در بیت بالا می‌گوید که آن لحظه‌هایی که به فکر ما هستی که هیچ، آن بسیار لحظه‌ها را که در آن یاد ما نمی‌کنی هم ما سراسر به یاد تو بوده‌ایم.. و در واقع به زیبایی ِ تمام می‌نویسد که هیچ زمانی‌ نیست که به فکر تو نباشیم..

  • ۱۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۵۰
  • وی بی

سه‌تار، ساز اختناق است.. از بس صداش لاجون است؛ بغض فروخورده است انگار؛ طنین مخفی ترس و شیدایی‌. می‌گویند یک نفر شنونده برایش کم است، دو نفر زیاد...

پ.ن: 

در میان این جماعت نیمه روشنفکر از خود راضی صدای ساز پیرمرد یگانه بود. این اختناق عنکبوتی و حاکمیت دوگانه‌ی لوزربورژآی فرهنگی را بغض فروخورده‌ی او بود که حزن آلود روایت می‌کرد و عزت اندوه این ملت را می‌نواخت. و همین دلیل تنهایی‌اش بود.. همین چند وقت پیش وقتی برای  او که برایش عشق داند را به یادگار گذاشته بود نوشته بود که لاف عشق و گله از یار بسی لاف دروغ و او را از فریب و تظاهر بیم داده بود و به مردم دوستی و مهربانی دعوت کرده بود، همین جماعت هنردوست، مفلسانه او را به دشنام و بیراه گرفتند..

طنز روزه‌گار را ببین.. آنکه بهار دلکش را آنطور عاشقانه‌ و جاودانه نواخته بود، در میانه‌ی همین بهارهای لعنتی می‌رود و تو را با زخمه‌هایی و زخم هایی که کوچه‌های شهر ساحلی را نیمه‌شبها بر آن گریسته‌ای تنها می‌گذارد..

به کشت خاطرم جز غم نرویه
به باغم جز گل ِ ماتم نرویه
به صحرای دل بی‌حاصل ِ ما
گیاه ِ نا امیدی هم نرویه ... 



  • ۴ نظر
  • ۱۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۷:۰۹
  • وی بی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۰۴
  • وی بی

دلم رازی ست بی‌اندازه رسوا.. گفتنش سخت است

چنان طوفان! که جز در گوش ِ دریا گفتنش سخت است..

ع.م

  • ۱۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۳:۲۹
  • وی بی

  • ۳ نظر
  • ۱۰ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۳۵
  • وی بی